|
تا کنون ساعتم این گونه به کار نبود و دیگر گونه درختچه های اتاقم پرورش می یابند .آب و اندکی پوسته های میوه ای که ساعتی چند خورده ام . بی میلی و استقبال بر پاییز و افسونگری های بی مجال من . چه پوستم تنهاست ! من تنها نفس کشیده ام و بیست و یک سال تنها نفس کشیده ام . میوه پوست کنده ام و در ختچه هایم دیگر گونه پرورش می یابند . صادقانه نیستم و تا مهر ماه آینده درونم سرد است و دلگرمی خالصانه ی من اکنون ترکیب بندی سخت و لیوانهایی ست که دائم بر کادر جا می دهم و می بینم کاش لیوانهایم با هم صمیمی و صادقانه تر بودند و خط هایم کمی تیره تر.قرمز می بینم و وسعت خودم را با قرمز می سنجم . هوا سرد است . خودم را به پتوی سبز پیچانده ام و تکامل بر مکمل های رنگ هایم چه گره سختی ست. فکر میکنم،بر تمامی آداب و قسمتی از معرفتی که چند سال پیش از متولد شدنم درک نکرده ام و گنگ می مانم ،ریاضیات بر من چیره نمی شود ،گمانم منطقم از کار افتاده باشد ،سهل انگار بوده ام ،گردنم تیر می کشد .حوصله ام تنگ میشود. . . . دیگر کسی را دوست نمی دارم. 17 مهر ماه 87--------نسیم------
تهيه شده توسط
نسیم صادق
در تاريخ
يكشنبه ۳ خرداد ۸۸ ساعت ۰۴:۰۵|
نظرات (2)
|